کمان گیر
کمان گیرم و متولد آذر,کلامی بر زبان جاری نمی کنم,فقط مینویسم چون میدانم روزی خواهد خواند...
قربون خدا برم که این همه امکانات و فناوری برای نوشتن در اختیار بشر گذاشت که دیگه نیازی به خودکارو دفترو چراغ مطالعه و... نباشه.این لپ تاپ هم قلمه،هم کاغذه،هم روشنایی... کارم راحتتر شدحالا دیگه تو کنج اتاق تاریک هم میشه نوشت. میشه گریه کرد و نوشت... میشه فایل عکسهای قدیمی رو دید و بازم آروم و بی صدا گریه کرد .میشه واسه روزهای تلف شده هی اشک ریخت و تایپ کر.د خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است دکتر علی شریعتی با وفا باشی، جفایت می کنند بی وفایی کن، وفایت می کنند مهربانی گر چه آیینی خوش است، مهربان باشی، رهایت می کنند... تقدیم با عشق به آنکه دوستش دارم... تماشاییترین تصویر دنیا میشوی گاهی دلم میپاشد از هم بس که زیبا میشوی گاهی حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است که پنهان میشوی گاهی و پیدا میشوی گاهی به ما تا میرسی کج میکنی یکباره راهت را ز ناچاری است گر هم صحبت ما میشوی گاهی دلت پاک است و اما با تمام سادگیهایت به قصد عاشق آزاری، معما میشوی گاهی! تو را از سرخی سیب غزلهایم گریزی نیست تو هم مانند حوا زود اغوا میشوی گاهی...!!! "بر گرفته ازوب سایت ورق پاره های عمر" بيـا بنشين و بـا مـردم مــدارا کن مدارا کن , مدارا کن , مدارا کن گـــره از کــار اين افتادگـان وا کن مدارا کن , مدارا کن , مدارا کن بترس از شعله هاي زير خاکستر بيــا انديشـــه انــــدوه فـــردا کن مدارا کن , مدارا کن , مدارا کن هزاران تـــاج سلطاني دو صد تخت سليماني فلک بستاند از دستت به آساني که اين تخت بلند جم نه بر شاهان ساماني وفا کرد و نه بر پرويز ساساني که اين رسم فلک باشد نه شاهنشاه بشناسد نه روحاني مبـاد آن دم که چنگیزی بپا خیزد کشـانــد آشیـانـت را بـه ویــرانی همی از خواندن این فتنه پروا کن چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی اون بي سليقه همون بهتر که بميره !!! رهایش بگذار،دل که از دست رفت، پای بستن را سودی نیست. دلش که پیشت باشد، باز خواهد گشت... مطمئن تر... آرزو دارم شبی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی میرسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی... چه لطيف است حس آغازي دوباره و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغازتنفس… و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است امروز… روز ميلاد… روز تو! روزي که تو آغاز شدي! ای عزیزترین موجود زندگیم بابای نازنینم تولدت مبارک ****************************** همسر مهربانم: قشنگ ترين صداي زندگيم تپش قلب توست
بدون اینکه صدای ورق زدن دفتریادداشتت هم اتاقیت و بیدار کنه .کاش مجبور نبودم این پست و بذارم . حس میکنم خیلی بیچارم . چه کنم؟ هر چی بنویسم میشه حرف تکراری ...کاش زندگیمون اینجوری نبود . کاش کمی سر زنده تر بودم برات،با توام هم خونه ی من .آره با خود تو،خود خودت .هم خوابه ی چهار ساله ی من .چه کنم که هر کاری میکنم به چشم نمیاد،واست بی معنی و تکراریه،خوشحال نمیشی،اصلا عکس العملی نشون نمیدی ،متاسفم که انقدر زود گرمی زندگیمون جاشو به سردی
داد و رفت ... تباه شد ... دود شد . دیدی چه زود چهار سال گذشت ؟ چه زود سی و سه ساله شدی .. بیست و پنج ساله شدم ؟ کاش روزی باشه که تو هم مث من سهم تقصیرت و به گردن بگیری . قبول کن هر دو مقصریم . کوتاهی کردیم .نشد،نتونستیم ،نکردیم ... اگر تا اینجا آمدی ادامه بده..... دنبال چاره باش!.. ا
![]()


با شکوه ترين روز دنيا روز تولد توست پس براي
من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم![]()
| Design By : Night Skin |


